چه در دل من/ چه در سر تو/ من از تو رسیدم /به باور تو
تو بودی و من/به گریه نشستم/ برابر تو/ به خاطر تو/ به گریه نشستم/ بگو چکنم
با تو /شوری در جان /بی تو /جانی ویران /از این زخم پنهان /می میرم
نامت/ در من باران/ یادت/ در دل طوفان/ با تو/ امشب پایان میگیرم
نه بی تو سکوت/ نه بی تو سخن /به یاد تو بودم /به یاد تو من
ببین غم تو /رسیده به جان /و دویده به تن/ ببین غم تو /رسیده به جانم/ بگو چه کنم
با تو/ شوری در جان/ بی تو /جانی ویران / از این/ زخم پنهان /می میرم/ می میرم
بگو چه کنم ...
امشب هم رد میشه ...
موزیک ویدئویی زیبا از سهیل کریمی
شعرش خیلی هم قشنگ نیست ... راستشو بخواین صداش هم خیلی قشنگ نیست ولی ...
ولی خودش بی نهایت جذابه ... محشره ...
شعرش خیلی هم قشنگ نیست ... راستشو بخواین صداش هم خیلی قشنگ نیست ولی ...
ولی خودش بی نهایت جذابه ... محشره ...
Soheil Karimi - Emshabam Rad Mishe - youtube
یه موزیک ویدئوی قشنگ دیگه از سهیل خان !!!
تو این موزیک ویدیو با مزه است ... با کلی پسر گو گول مقولی !!!
Soheil Karimi - To Faghat Male Mani - youtube
منو منتظر نذار
موزیک ویدئویی قشنگ از امیر حسین راد
این امیرحسین راد بی نهایت جذابه ... خیلی جذابه ...
با سکوت تو به غمم اضافه میشه
بازم دلم گرفت و گریه کردم
آهنگ احساسی و قشنگ از محسن یگانه
این آهنگ قدیمیه
اولین باری که شنیدمش ... گریم گرفت ... ولی ...
ولی الان بعد مدت ها دوباره این اهنگو شنیدم و گریه ام نگرفت
نمیدونم چرا ...
شاید واسه اینکه احساسم دریده شده
آره واسه همینه ...
به خودم میگم که " تو یه احمقی"
آره یه احمق بودم که بقیه همجنسگرا ها رو با خودم همسنگر میدونستم
از وقتی شناختمشون ...
از وقتی اکثریتشونو شناختم ... احساس قشنگمو از دست دادم ... کاش هیچوقت تو فیسبوک عضو نشده بودم
... که اون حس تنهایی قشنگتر بود
این آهنگ قدیمیه
اولین باری که شنیدمش ... گریم گرفت ... ولی ...
ولی الان بعد مدت ها دوباره این اهنگو شنیدم و گریه ام نگرفت
نمیدونم چرا ...
شاید واسه اینکه احساسم دریده شده
آره واسه همینه ...
به خودم میگم که " تو یه احمقی"
آره یه احمق بودم که بقیه همجنسگرا ها رو با خودم همسنگر میدونستم
از وقتی شناختمشون ...
از وقتی اکثریتشونو شناختم ... احساس قشنگمو از دست دادم ... کاش هیچوقت تو فیسبوک عضو نشده بودم
... که اون حس تنهایی قشنگتر بود
بازم دلم گرفت و گریه کردم
دارن به گریه هام می خندن
بازم صدای گریه مو شنیدن
دارن به گریه هام می خندن
دوباره یه گوشه می شینم و واسه دلم می خونم
هنوز تو حسرت یه همزبونم
ولی نمیشه خوب اینو می دونم
دوباره نمی خوام چشای خیسم و کسی ببینه
یه عمره حال و روز من همینه
کسی به پای گریه هام نمیشینه
بازم دوباره دلم گرفته
دوباره شعرام بوی غم گرفته
کسی نفهمید که دردم چی بوده
دلیل یک عمر ماتمم چی بوده
صدا کن مرا ...
صداکن مرا.
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید.
درابعاد این عصرخاموش
من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم.
بیا تا برایت بگویم چه انداره تنهایی من بزرگ است.
وتنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد.
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید.
درابعاد این عصرخاموش
من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم.
بیا تا برایت بگویم چه انداره تنهایی من بزرگ است.
وتنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد.

کسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.
بیا با هم ازحالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم.
ببین، عقربکهای فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کنند.
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام.
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.
بیا با هم ازحالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم.
ببین، عقربکهای فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کنند.
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام.
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.
مراگرم کن
در این کوچه هایی که تاریک هستد
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم.
من از سطح سیمانی قرن می ترسم.
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه
جرثقیل است.
مرا بازکن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر
معراج پولاد.
در این کوچه هایی که تاریک هستد
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم.
من از سطح سیمانی قرن می ترسم.
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه
جرثقیل است.
مرا بازکن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر
معراج پولاد.
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات.
اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو، بیدار
خواهم شد.
و آن وقت
اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو، بیدار
خواهم شد.
و آن وقت
حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم ، و افتاد.
حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم، و تر شد.
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.
در آن گیر و داری که چرخ زره پوش از روی رویای
کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی
بست.
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.
چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.
در آن گیر و داری که چرخ زره پوش از روی رویای
کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی
بست.
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.
چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.
و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش استوا گرم،
ترا در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید.
سهراب سپهری
زخمی بزن و فراموش کن ...
آهنگی زیبا از mustafa sandal
Tam isabet
Yakışır mı
Bize adalet karışır mı
Yakışır mı
Bize adalet karışır mı
Vicdan bu vicdan
Alışır mı
Külfetiyle barışır mı
Alışır mı
Külfetiyle barışır mı
Kim oyuncak ki sen oyuncusun
Hakkımızda hayırlısı yok daha
Belki avlanıyorken av olursun
Durma çevir aşkımın namlusunu bana
Hakkımızda hayırlısı yok daha
Belki avlanıyorken av olursun
Durma çevir aşkımın namlusunu bana
Ateş et ve unut
Arkanı dön ve git
Yaramı saracak biri var mı diye geri dönme sakın
Arkanı dön ve git
Yaramı saracak biri var mı diye geri dönme sakın
Başka öc alma hiç
Ateş et ve unut
Öylece güle güle
Ateş et ve unut
Öylece güle güle
میگن اگه به قلبی میخی زده بشه درشم بیاری جاش میمونه
اشتراک در:
پستها (Atom)
















