به وبلاگ من خوش آمدید
 چند هفته است که مشغول درس خووندنم! دارم واسه ارتقای پایه مهندسی تو کلاسای نظام مهندسی شرکت می کنم اونم تو تابستون گرم و با نبود برق ... 
یعنی یه مصیبت جانکاهی شد این کلاسا ولی به هر ترتیبی بود رفتم 
مابقی کلاسا را هم به دلیل گرما و نبود برق! به فصل سرما موکول کردن!!!خدا را شکر!!!
سر امتحان مبانی گودبرداری نه تنها خیلی خب نوشتم که به چند نفری هم تقلب دادم
ولی تو امتحان مصالح نوین مجبور شدم تقلب کنم چون سوالا خیلی سخت بود و اینکه جزوه باز بود ولی من اطلاع نداشتم!!! و بدون جزوه رفته بودم!!!
یه موضوعی هم که تو این دوره ارتقا برام جالب بود این بود که یکی از شرکت کننده ها ترنس بود شایدم همجنسگرا باشه ، نمی دوونم به هرحال رفتاراش دخترونه بود ، صفحه کیبورد لپ تاپش رنگین کمانی بود! و در واقع خودش بود برخلاف من که همیشه سعی می کنم خودم نباشم و جالب اینکه بقیه هم نه تنها رفتار بدی نسبت بهش نداشتن که کاملا هم براشون وجود ترنس یا همجنسگرا انگار پذیرفته شده بود
از این موضوع حس خوبی داشتم ، اینکه بقیه مهندسا اونم مهندسای جا افتاده ، افرادی که بیشترشون تشکیل خانواده دادن ، شاغلند و جزو طبقه متوسط تحصیل کرده و تاثیرگذار جامعه محسوب میشن تا این حد نسبت به ترنس و یا همجنسگرایی آگاهی پیدا کردن بارقه ای از امید و افتخار درونم لبخند زد!


هرگز چیزی نخواستم ، نه تخت نه اتاق و نه خانه ، همه چیز را رها کن و فقط مرا دوست بدار

پشت این دیوارها درون این رویاها اندک اندک کم می شود از جان و دلم 
آه می شوم خودِ مرگ می شوم اشک می شوم 
اما ...
می دانی؟! دنیا آنقدر کوچک است که می دانم روزی رو در رو رخ دررخ چشم درچشم می شویم هر کجا که می خواهی باش پشت کوه یا در قله ی قاف یا در غار کهف
از راه خواهی رسید به مانند افسانه ها 
هر زمان که می خواهد باشد ؛ دیر یا زود
روزی آفتابی یا شبی تاریک
آخر قصه فقط تو می مانی و من
چشم نخواهم بست پلک نخواهم زد ، تو را خواهم دید هر لحظه ، مرا خواهی دید بی وقفه
آتشوار آغوش می شویم
داغ داغ بوسه می شویم


برای دانلود آهنگ sadece از kalben  کلیک کنید

یه پیرزن را از چی می ترسونی؟!

سوار موتور نشده بودم که از صدقه سری فرقه تبهکاران ، بی هیچ دلیل موجهی اونم تجربه کردم
40 ساله که در نکاح فراعنه هستیم ما را از داعش می ترسونن
یه مثل ترکی هست که ترجمش میشه " یه پیرزن را از چی می ترسونی؟!"
چند روزی بود سر همین موضوع اعصابم بهم ریخته بود، شکایتم کردم و خیلی شجاعانه از حقم دفاع کردم هر چند به نتیجه ملموسی نرسید و اصولا قرار هم نبود برسه ولی خواستم اعتراضی کرده باشم تا بدانند هستند کسانی که اعتراض می کنند
یعنی به مرحله ای رسیدیم که وقتی از خونه میآی بیرون باید پشت سرت آب بریزن و وقتی برگشتی با حلقه ی گل ازت استقبال کنند، خدا رو شکر عوضش امنیت داریم!!!

مهربانانه بغلم کن و هیچ رهایم مکن


بعضی احساسات هست که نمیشه توضیحشون داد یا که روی تکه کاغذی نوشت و چند خط شعرش کرد
حتی نمی شود در نهان ترین نهان ذهنت خاکش کنی یا که در خلوت شبانه ات آهنگوار زمزمه اش کنی
بعضی احساسات را فقط باید از ژرفای دلت آرام گریه کنی

پ.ن
اسم موزیک ویدیو "تسلیم شدن" (surrender сдавайся) هست از خواننده اهل کشور روسیه به نام sergey lazarov 
که آهنگ اوکراینی la calin از serhat durmus روش ادیت شده! به نظرم این موزیک ویدیو با این آهنگ قشنگتره

شبیه مرگ

از خودم فرار می کنم از خود خودم
تماما همه احساس درونم را پنهان می کنم یا شاید خودم هم پنهان می شوم
بی حسم کاملا بی حسم شبیه مرگ
هیچ چیز مرا شاد نمی کند هیچ چیز رهایم نمی کند
می خواهم رها باشم اما چیزی نیست که بتوانم رها شوم
دیگر ناتوان تر از آنم که بجنگم که بخواهم
احساس زنده نبودن از مرگ دردناک تر است
این روزها زشتم خیلی زشت شبیه سرماخوردگی
بی حرکت بی طعم و مزه
نه آرامش نوشتن نه ذوق یک رویا نه غمگینی یک آهنگ برایم دلپذیر نیست

به لب آمد ز غمت جانم

دردمند دلتنگم
دلشوره بسته دلم
نبودنت را چگونه به سر کنم؟
پس تو کی می آیی ای چشم به راهت من
برای دانلود آهنگ تنهایی از مهدیه محمد خانی کلیک کنید