به وبلاگ من خوش آمدید

اما باز نمی شود ، نه با دست نه با دندان

نمی دانم چگونه احساست کنم؟
تو را دره ای عمیق به درازای شبهای طولانی بدانم یا نقشی نامفهوم روی دیواری تاریک
، برکه ای گل آلود کنار جاده ای بی انتها یا شاید زخمی باز ، دُرُست در نادیده ترین بخش قلبم
اما این روزها تورا به مانند گره کوری احساس می کنم
گره کور کوچکی
گره کور کوچکی دُرُست لای زخم قلبم
که نه با دست باز می شوی نه حتی با دندان
این گره کوچک مرا غرق می کند درون دره ی عمیق شبها
مرا می خشکاند درون برکه ی گل الود کنار جاده
اما باز نمی شود ، نه با دست نه با دندان 
 

and i love you

_ خوبی؟
+ آره شکایتی ندارم ، فکر کنم هرگز بهتر از این نبودم
_ خوبه ، خوشحالم
+ ممنون برای اینکه اومدی پیشم
_چطور با خودت فکر کردی که من اینجا نمی آم؟ یا که فراموشت می کنم؟
+ حق باتوئه ، من فقط همیشه تو را اینجا می بینم
_ واسه همینه که تو از همه چی خبر داری
+ اینقدر ناراحت نباش! همیشه چیزایی برای انجام دادن هست ، چیزاییی برای سرگرم شدن
_گاهی به همه ی چیزاییی که ما می توونستیم باهم انجامشون بدیم فکر میکنم
+ ول کن اینارو!!! تو بلاخره کسی را واسه خودت پیدا خواهی کرد
_ فکر نکنم کسی بتوونه مثل تو باشه
+ داری منو دست میندازی؟!!! ... البته که کسی نمی توونه مثل من باشه
_ با تو انگار یه گوله آتیش داشتم!
+ این روزا چیزای باورنکردنی ای می توونم انجام بدم!
_ می توونم تصور کنم. اینروزا بیشتر از همیشه دور وبرت را بهم می ریزی. دید میزنی! کلی دخترای جور واجور می بینی اینجا!
+ تو کی می خوای یه فرصت دیگه به خودت بدی تا باکسی باشی؟
_ آسون نیست
+ اما تو اگه بخوای هر کاری را می توونی انجام بدی
_ ولی اون واسه وقتی بود که تو هم بودی اما الان همه چیز بغرنج شده ، هیشکی کمک نمی کنه تا بهش فکر نکنم. هر روز می ام اینجا تا ببینمش. من یه احمقم! ... می دوونی که اونم هنوز دوستم داره و این هر چیزی را سخت تر می کنه
+ ببین بعضی چیزا خیلی خوبه که اتفاق می افتن. اگه اونم غرور تو را داشت و نمی خواست تو را ببینه یا که باهات حرف بزنه ...
_ اون واقعا حق داره که اینطور فکر کنه... من خیلی آسب دیدم
+هردوتون بهم آسیب رسوندین
_من آرزو داشتم که این اتفاق برای هردومون بود تا این "احساس کردن" متوقف می شد!
+گوش کن هیچ چیز ابدی نیست. اما من می خواستم همیشه با تو باشم و هرگز ترکت نکم
_ من فقط با این خوشحال میشم که بدونم روزی پیش هم برمیگردیم "من و تو"
+ البته شکی نیست
_این گلها را برای تو آوردم ، امیدوارم خوشت بیاد، نمیدونستم که چه چیز دیگه ای بخرم
+دوستت دارم عزیزم
_منم دوستت دارم
پ.ن
پیشنهاد میکنم فیلم کوتاه "and i love you" را ببینید ، منو که یه گریه انداخت
برای تماشای موزیک ویدیوی 6 days از mahmut orhan & colonel bagsho کلیک کنید

عشق حرف حالیش نمیشه

پ.ن
برای دانلود آهنگ لیلا از علیرضا قربانی کلیک کنید
برای دانلود آهنگ عشق آسان ندارد از علیرضا قربانی کلیک کنید 
(تیتراژ همون سریاله که پسر خودشو از پنجره دانشگاه پرت می کنه بیرون!)

کاش می شد بادبادکی باشم

کاش می شد بادبادکی باشم رها در آسمان

بادبادکی صورتی با دنباله ای پر پیچ و تاب

تا شب برقصم با باد

شب در کنار آن ماه نقره ای

ناپدید شوم در سیاهی

صبح که شد آنقدر دور باشم که ناپیدا شوم از دیده ها

کاش می شد بادبادکی باشم

پ.ن

امروز امتحان نرم افزار پریماورا را خوب دادم. به اون پسره همجنسگرا هم آدرس وبلاگمو دادم. کلی با این موضوع کلنجار رفتم که بگم یا نه نمی دوونم چرا کلنجار؟ شاید دلیلش اینه که جامعه تابوهای صده ها مستولی اش را حتی درون درون ما هم نهادینه کرده اولش یکم طفلکی شوکه شد!! بعدش گفت از اولش می دوونستم که تو هم همجنسگرا هستی ولی...

کنجکاو بودیم لااقل من که بودم اینکه پسری که مثل منه با رفتارای دخترونه با صدای دخترونه هم سن هم رشته تو زندگیش چیکار می کنه شاید همین باعث شد آدرس وبلاگمو بهش بدم حس می کردم اونم کنجکاوه

اونم مثل من کمی استرس و ترس داشت می شد اینو حس کرد اونم تو این سن! نمی دوونم چرا؟

نمی دونم چرا باید ما دگرباشان که اقلیتی از جامعه محسوب میشیم خودمون را از خودمون هم پنهون کنیم

یکی از دوستان دوره ی دانشگاهم وقتی ما را دید حس خوبی نداشتم حس می کردم قراره قضاوتم کنه ولی واکنش بدی نداشت هرچند کلی سوال پرسید و خیلی فضولی کرد! دوستم می دونه من همجنسگرام البته تازگیا بهش گفتم
 چند هفته است که مشغول درس خووندنم! دارم واسه ارتقای پایه مهندسی تو کلاسای نظام مهندسی شرکت می کنم اونم تو تابستون گرم و با نبود برق ... 
یعنی یه مصیبت جانکاهی شد این کلاسا ولی به هر ترتیبی بود رفتم 
مابقی کلاسا را هم به دلیل گرما و نبود برق! به فصل سرما موکول کردن!!!خدا را شکر!!!
سر امتحان مبانی گودبرداری نه تنها خیلی خب نوشتم که به چند نفری هم تقلب دادم
ولی تو امتحان مصالح نوین مجبور شدم تقلب کنم چون سوالا خیلی سخت بود و اینکه جزوه باز بود ولی من اطلاع نداشتم!!! و بدون جزوه رفته بودم!!!
یه موضوعی هم که تو این دوره ارتقا برام جالب بود این بود که یکی از شرکت کننده ها ترنس بود شایدم همجنسگرا باشه ، نمی دوونم به هرحال رفتاراش دخترونه بود ، صفحه کیبورد لپ تاپش رنگین کمانی بود! و در واقع خودش بود برخلاف من که همیشه سعی می کنم خودم نباشم و جالب اینکه بقیه هم نه تنها رفتار بدی نسبت بهش نداشتن که کاملا هم براشون وجود ترنس یا همجنسگرا انگار پذیرفته شده بود
از این موضوع حس خوبی داشتم ، اینکه بقیه مهندسا اونم مهندسای جا افتاده ، افرادی که بیشترشون تشکیل خانواده دادن ، شاغلند و جزو طبقه متوسط تحصیل کرده و تاثیرگذار جامعه محسوب میشن تا این حد نسبت به ترنس و یا همجنسگرایی آگاهی پیدا کردن بارقه ای از امید و افتخار درونم لبخند زد!


هرگز چیزی نخواستم ، نه تخت نه اتاق و نه خانه ، همه چیز را رها کن و فقط مرا دوست بدار

پشت این دیوارها درون این رویاها اندک اندک کم می شود از جان و دلم 
آه می شوم خودِ مرگ می شوم اشک می شوم 
اما ...
می دانی؟! دنیا آنقدر کوچک است که می دانم روزی رو در رو رخ دررخ چشم درچشم می شویم هر کجا که می خواهی باش پشت کوه یا در قله ی قاف یا در غار کهف
از راه خواهی رسید به مانند افسانه ها 
هر زمان که می خواهد باشد ؛ دیر یا زود
روزی آفتابی یا شبی تاریک
آخر قصه فقط تو می مانی و من
چشم نخواهم بست پلک نخواهم زد ، تو را خواهم دید هر لحظه ، مرا خواهی دید بی وقفه
آتشوار آغوش می شویم
داغ داغ بوسه می شویم


برای دانلود آهنگ sadece از kalben  کلیک کنید