به وبلاگ من خوش آمدید

میشه بذارم پیشه تو چند روزی زندگیی مو؟


دور از همه مردم شده ام در خودم امشب
پیدا شده ام ، گم شده ام در خودم امشب

لبریز ز سرمستی و سرریز ز هستی
دریای تلاطم شده ام در خودم امشب

در هر نفسم بوی گلی تازه شکفته است
یک باغ تبسم شده ام در خودم امشب

تا نورِ تو تابیده به طور کلماتم
موسای تکلم شده ام در خودم امشب

باریده مگر نم نم نام تو به شعرم
باران ترنم شده ام در خودم امشب

هم دانه ی دانایی و هم دام هبوطم
اسطوره ی گندم شده ام در خودم امشب

پ.ن
برای دانلود آهنگ نواز از سیاوش قمیشی کلیک کنید.

اصلا حرفشم نزن ...



از آن زمان که آرزو، چو نقشی از سراب شد،
تمام جستجوی دل، سوال بی جواب شد
نرفته کام تشنه ای، به جستجوی چشمه ها،
خطوط نقش زندگی ، چو نقشه ای بر آب شد
چه سینه سوز آه ها، که خفته بر لبان ما،
هزار گفتنی به لب، اسیر پیچ و تاب شد
نه شور عارفانه ای، نه شوق شاعرانه ای،
قرار عاشقانه هم، شتاب در شتاب شد
نه فرصت شکایتی، نه قصه و روایتی،
تمام جلوه های جان، چو آرزو به خواب شد
نگاه منتظر به در، نشست و عمر شد به سر،
نیامده به خود دگر، که دوره شباب شد
پ.ن
برای دانلود آهنگ اصلا حرفشم نزن از حمید اصغری کلیک کنید

ساعت نرو جلو خون نکن دلو دیر نشده باز

image name

داره تیک تیک ساعت تنهاییم رو یادم میاره
واست فرقی نداره دنیا منو تنها بزاره
دل به سفر نده تنها شدن بده
نمیدونی چی سرم اومده
***
یه احساسی میگه تصمیم تو وارونه میشه
یه روزی که بفهمی قلبم داره دیوونه میشه
طاقت من کمه هرچی که ماتمه
یه جا توی دل بی کسمه
***
ساعت نرو جلو خون نکن دلو دیر نشده باز
وقت هست بزار بیاد اون منو میخواد با دلم بساز
عادت نشده تنهایی واسه من هم نفس من
وابسته به توام بسته توئه هر نفس من
***
تموم خاطراتت برگشته بازم توی خونه
تو باید اینجا باشی کی حالم رو جز تو میدونه
دل به سفر نده تنها شدن بده
نمیدونی چی سرم اومده
***
تب دلتنگی امشب منو تو آغوشش گرفته
همش تو آینه میگم نترس تو رو یادش نرفته
عاشق تو منم ساعت رو میشکنم
نمیتونم دیگه دل بکنم
***
ساعت نرو جلو خون نکن دلو دیر نشده باز
وقت هست بزار بیاد اون منو میخواد با دلم بساز
عادت نشده تنهایی واسه من هم نفس من
وابسته به توام بسته توئه هر نفس من
پ.ن
آهنگی فوق العاده و پر از غم با موزیک ویدیویی که شبیه خوابهای پر تشویش دم دمای صبح منه
این آهنگ هم باعث گریه ام شد هم اضطرابم 
برای دانلود موزیک ویدیوی ساعت نرو جلو از مصطفی یگانه روی عکس کلیک کنید

دکتر گفت حرفاتو تو خودت نریز والا سرطان می گیری ها



می خواهم بگویم از هر چه گذشت از تمام دل تنگی هایم

دلم می خواهد بنویسم از گوشه گوشه ی قلب شکسته ام از دونه دونه هایم اشکهایم

می خواهم فریاد زنم از لحظه لحظه های خلا احساسم از تک تک آرزوهای محالم

احساس رها شدگی دارم که هبوط کرده ام در تنهاترین حس و غم انگیز ترین نقطه ی زندگی

دلم هوای باران کرده

می خواهم بی چتر ، بی دلواپسی ، خیس شوم از نم نم بارون

انگار شانه ای نخواهم یافت برای گریستن

انگار هرگز کسی نخواهم یافت برای همراهی و هم دلی

انگار دلی نخواهم یافت برای شنیدن داستان تلخ زندگانی ام

خود را آماده ساخته ام چمدانهای سفر گذر عمرم را بسته ام

من مسافر تنهایی هستم در قطار هستی . کابین من بی همراه است و چمدانهایم تنها ؛ تنهاییی ام را جای داده است.

غم انگیز ترین حس زمانی است که بدانی به پایان خواهی رسید بی آنکه کسی را بیابی برای گفتن تمام ناگفته هایت... برای حرف های ممنوعه...

دردناکترین حس زمانیست که سردت باشد در گرمای تابستان وبدانی هرگز گرمت نخواهد شد تا مرگ

حسودم برای حیات برای احساس زندگی

حس تلخی است وقتی حرام شده باشی

روزها خواهد گذشت . دیگران عاشق خواهند شد ازدواج خواهند کرد و من می مانم و مادرم

دیگران دعوا خواهند کرد قهر خواهند کرد و عشقشان نازشان را خواهند کشید و باز من خواهم ماند و مادرم

دیگران سفر خواهند کرد . سکس خواهند داشت و عشق خواهند ورزید و باز من خواهم ماند و مادرم

دلم ملتمسانه مرگ می خواهد

بی زارم از بودنم از خود خودم

راستش گاهی متنفرم از مادرم و از این تفکر تنفر هم متنفرم و جز گریه واکنشی ندارم

از خودم چندشم می شود وقتی که دوست دارم مادرم بمیرد تا بی هیچ  دغدغه ای بی هیچ وقفه ای خود را بمیرانم و من بمانم یک پارچه ی سفید
برای دانلود آهنگ ستایش از مرتضی پاشایی کلیک کنید

خودکشی مرگ قشنگی است


خودکشی فقط این نیست که رگت را با تیغ بزنی یا از یک ارتفاع ساختمانی خودت را پرت کنی پایین گاهی که همه بالا و پایین هایت را برای زندگی می پری اما هیچ چیز عوض نمی شود تیغ خود زندگی رگت را می زند و تو در گوشه ای آرام می گیری و هر چه در سرت داری یواش یواش جان می دهد،آرام آرام می میری حتی اگر نفس هایت به زنده ماندن محکومت کنند...

پ.ن
خودکشی مرگ قشنگیست که بدان دل بستم
دست کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم
گاه و بی گاه پر از پنجره های خطرم
به سرم می زند این بار حتما بپرم 
فکر نکنید خودکشی کردم!!! ؛ قصد دارم داستان بنویسم و دارم روش کار می کنم
تا حالا تو وبگردی هاتون شده به وبلاگی برسین که دیگه آپدیت نمیشه؟و آخرین پستش بوی خودکشی بده؟
کمی به فکرم می برن این وبلاگها و نتیجه ای که می گیرم اینکه شگفت انگیز ترین بخش آدما دلشونه نه مغزشون
یه روزی وبلاگ منم آخرین پست خواهد داشت ولی ترجیحم اینکه رنگ و بوی خداحافظی و خودکشی نداشته باشه
تنهایی من اونقدر بزرگه که تو دریا هم نمیشه غرقش کرد
همونطور که قبلا هم گفتم نوشته های این وبلاگ و آهنگ هاش مخاطب خاصی نداره

چه زیباست خیالی که تو را از آن همه قرن می آورد به دل نوشته ی من

سلام
امروز هم ساعت هاست که چون این چند روز به تو فکر می کنم به نسل تو به روزگار تو به آرزوهایت
خیره می مانم به سفیدی کاغذ و نوشته هایم را خط خطی می کنم... آخر می دانی نسل من سرشار است از حرف هلی ناگفته
راستی تو را هم حس بناممت یا همسنگر؟شاید بهتر است هم حس بناممت شاید دیگر جنگ هویتمان در زمانه ی تو پایان یافته باشد
هم حس من در روزگار تو هم عشق را به دار می کشند؟ یا آیا ممکن است در سرزمین من قرن ها پس از من ازدواج و عشق به همجنس دیگر حس ممنوعه نباشد؟
نمی دان چرا برای تو می نویسم
شاید به داشته هایت حسادت می کنم. آخر نسل من نسلی است که فقط با شوق پرواز زیست
نسل دوستان مجازی ، نسل فیلتر و تحریم
نسلس که پاسخش برای علم بهتر است یا ثروت؛ شد ثروت!
احساس من به تو احساس یک رعیت روستایی به یک شاهزاده ی کاخ نشین است. حس بیابان خشک و سوزان به دریای خروشان...
قرن ها بعد که تو در پرسه زنی های اینترنتی ات گذرت به وبلاگه متروکه ی من افتاد و از قضا این پست خاک خورده ی من را خواندی بدان قرن ها قبل هم حس های تو خسته بودند از تمام زندگی نکردنهایشان ، قلب هایشان مملو بود از عشق اما هرگز نگذاشتند تا عشق ورزی را بیاموزیم
هم حس من بجای تمام ما عشق بورز و بوسه بزن برلبان و گونه های عشق. به آغوش بگیر و پرواز کن
بخند.بلند بخند تا گوش تاریخ از پس قرن ها کر شود
شاید تصورش هم برای تو سخت باشد که قرن ها قبل از تو هم حس هایت با القاب غیرانسانی تحقیر می شدند
قطعا یخ کردن عواطف ، سرد شدن خون در رگ برایت قابل تصور نیست اما ....
اما قرن ها قبل از تو هم حس هایت زنده زنده سوزنده شدند در خشم تعصبات دینی
بدان که ما نه محتاج محبت بودیم نه لغزیده به هوس ؛ ما آلوده به پلیدی های خرافات پدرانمان بودیم
ما نسل دل های شکسته و کابوس های خنده دار بودیم
نسل گریه های بی صدا و نگاه های تب کرده
نسل من را با این جمله بشناس : حال همه ی ما خوب است اما تو باور نکن
پ.ن
1 - دار : یقین دارم که روزی این لغت برای تو نامفهوم خواهد بود. در زمانه ی من دار وسیله ای بود برای مجازات و مردمانی از سرزمینم گرد هم می آمدند تا در ملا عام به دار کشیده شدن را تماشا کنند.
2 - فیلتر: شک ندارم که این را هم نمی دانستی که قرن ها پیش اینترنت را مسدود می کردند و اسمش بود فیلتر(بخند... خب برای تو باید هم خنده دار باشد)
3 - برای دانلود آهنگ بارون از الیا منفرد کلیک کنید