به وبلاگ من خوش آمدید

و ساعت یک و بیست و چهار دقیقه نصف شب ...




و شوک روحی لحظه ای است که فاصله ی  تمام آرزویت و خیالت با واقعیت از زمین تا آسمان باشد
و یک گل برام به یادگار ماند که شده آیینه ی دق شده داغ پشت دست
و من حتی دیگه روی بالشمم نمی توونم بخوابم
 و اشک هایم هرگز بند نخواهد آمد
و غمم هرگز فروکش نخواهد کرد

من الان یه زامبی شدم



تو مسیر زندگی اتفاقهایی برات می افتن که تبدیل می شن به بزرگترین شکنجه
باهام کاری کرد که دیگه نتوونم عاشق شم و این بزرگترین شکنجه است
بدترین حس وقتی است که بهت به قبولونن که جنده ایی در حالی که تا حالا حتی سکسم نداشتی
غم انگیزترین لحظه ی زندگی از وقتی شروع می شه که آرزویی نداشته باشی و هیچ چیز برات لذت بخش نباشه و حتی نتوونی خودتو بُکشی
دردناکترین درد وقتیه که تو را هم تبدیل به زامبی ات کنن و تنهایی را به هر چیز دیگه ای ترجیح بدی
خیلی تلخه خیلی...
آدمی زادی که فطرتا اجتماعیه آدمی زادی که فطرتا عاشق می شه آدمی زادی که محل زندگی شو ، عشق تبدیل به خونه می کنه ؛ تنهایی را ترجیح بده
و انوقدر تلخینه تو ذهنش داشته باشه که اگه تا پایان زندگی شم اشک بریزه باز هم غمش تمومی نداره
بعضی وقتها فکر می کنم که اگه غم رو دوشمو به کوه سوار می کردند داغون می شد
و پسری از جنس احساس مگه چقدر می توونه تحمل داشته باشه که خوشبختی بقیه را ببینه و خودشو تک و تنها احساس کنه
تنهایی که تو هیچ دریایی نشه غرقش کرد
تنهایی که تو هیچ جنگلی گم نشه
تنهایی که پشت هیچ کوهی نشه قایمش کرد

حالا من با این حس تهوع چیکار کنم ؟
تهوع از کیر تهوع از آغوش تهوع از کلمه ی چندش آور عشق تهوع از جمله ی بی مفهوم تو مال منی ...
حالا من با تلخی دم و باز دم این جسم بی روح چی کار کنم؟
حالا من می توونم خدایی که باورش ندارمو باور کنم؟
چرا باید زخمها کاری باشن؟
چرا بال پرواز را طوری می شکنن که دیگه هرگز نتوونی پرواز کنی؟
از گوش هایم تنفر دارم
از این گوشهایی که ملتمسانه صدای دوستت دارم را تمنا می کرد
تهوع دارم از تمام صداهایی که در گوشم می پیچند و منو یاد هرزگی احساسم می اندازند
و من چه ارزان زندگی مو باختم
اشکهایم کی بند خواهند آمد؟
وقتی که اشکها بند آمد تازه متوجه بزرگی فاجعه ای که برات افتاده می شی
تازه متوجه اشتباهاتت می شی اشتباهاتی که مثل پتک به سرت فرود می آن
و این غرور ...
غروری که انگار برام دیگر مفهومی ندارد
و اینبار قلبم را پر می کنم از سنگ
گوشهایم را کر می کنم
لبانم را بی هیچ نخی می دوزم
چشمانم فقط نفرت را می شناست
و این من ...
 منی که سالهاست مرده ام فقط سالها بعد...
 شاید سالها بعد دفنم کنن
و مرگ یعنی حتی از آهنگ نوازش سیاوش قمیشی هم متنفر بشی
و تنهایی یعنی تمام ناگفته هاتو فقط بتوونی تایپ کنی

و باز 25 اردیبهشت لعنتی




ولی...
یک روز می رسد...
یک ملافه سفید پایان میدهد...
به من...
به شیطنت هایم...
به بازیگوشی ها و لجبازی هایم...
به خنده هایم...
روزی که همه با دیدن عکسم بغض میکنند و میگویند:
دیوونه دلمون برات تنگ شده

میشه بذارم پیشه تو چند روزی زندگیی مو؟


دور از همه مردم شده ام در خودم امشب
پیدا شده ام ، گم شده ام در خودم امشب

لبریز ز سرمستی و سرریز ز هستی
دریای تلاطم شده ام در خودم امشب

در هر نفسم بوی گلی تازه شکفته است
یک باغ تبسم شده ام در خودم امشب

تا نورِ تو تابیده به طور کلماتم
موسای تکلم شده ام در خودم امشب

باریده مگر نم نم نام تو به شعرم
باران ترنم شده ام در خودم امشب

هم دانه ی دانایی و هم دام هبوطم
اسطوره ی گندم شده ام در خودم امشب

پ.ن
برای دانلود آهنگ نواز از سیاوش قمیشی کلیک کنید.

اصلا حرفشم نزن ...



از آن زمان که آرزو، چو نقشی از سراب شد،
تمام جستجوی دل، سوال بی جواب شد
نرفته کام تشنه ای، به جستجوی چشمه ها،
خطوط نقش زندگی ، چو نقشه ای بر آب شد
چه سینه سوز آه ها، که خفته بر لبان ما،
هزار گفتنی به لب، اسیر پیچ و تاب شد
نه شور عارفانه ای، نه شوق شاعرانه ای،
قرار عاشقانه هم، شتاب در شتاب شد
نه فرصت شکایتی، نه قصه و روایتی،
تمام جلوه های جان، چو آرزو به خواب شد
نگاه منتظر به در، نشست و عمر شد به سر،
نیامده به خود دگر، که دوره شباب شد
پ.ن
برای دانلود آهنگ اصلا حرفشم نزن از حمید اصغری کلیک کنید

ساعت نرو جلو خون نکن دلو دیر نشده باز

image name

داره تیک تیک ساعت تنهاییم رو یادم میاره
واست فرقی نداره دنیا منو تنها بزاره
دل به سفر نده تنها شدن بده
نمیدونی چی سرم اومده
***
یه احساسی میگه تصمیم تو وارونه میشه
یه روزی که بفهمی قلبم داره دیوونه میشه
طاقت من کمه هرچی که ماتمه
یه جا توی دل بی کسمه
***
ساعت نرو جلو خون نکن دلو دیر نشده باز
وقت هست بزار بیاد اون منو میخواد با دلم بساز
عادت نشده تنهایی واسه من هم نفس من
وابسته به توام بسته توئه هر نفس من
***
تموم خاطراتت برگشته بازم توی خونه
تو باید اینجا باشی کی حالم رو جز تو میدونه
دل به سفر نده تنها شدن بده
نمیدونی چی سرم اومده
***
تب دلتنگی امشب منو تو آغوشش گرفته
همش تو آینه میگم نترس تو رو یادش نرفته
عاشق تو منم ساعت رو میشکنم
نمیتونم دیگه دل بکنم
***
ساعت نرو جلو خون نکن دلو دیر نشده باز
وقت هست بزار بیاد اون منو میخواد با دلم بساز
عادت نشده تنهایی واسه من هم نفس من
وابسته به توام بسته توئه هر نفس من
پ.ن
آهنگی فوق العاده و پر از غم با موزیک ویدیویی که شبیه خوابهای پر تشویش دم دمای صبح منه
این آهنگ هم باعث گریه ام شد هم اضطرابم 
برای دانلود موزیک ویدیوی ساعت نرو جلو از مصطفی یگانه روی عکس کلیک کنید

دکتر گفت حرفاتو تو خودت نریز والا سرطان می گیری ها



می خواهم بگویم از هر چه گذشت از تمام دل تنگی هایم

دلم می خواهد بنویسم از گوشه گوشه ی قلب شکسته ام از دونه دونه هایم اشکهایم

می خواهم فریاد زنم از لحظه لحظه های خلا احساسم از تک تک آرزوهای محالم

احساس رها شدگی دارم که هبوط کرده ام در تنهاترین حس و غم انگیز ترین نقطه ی زندگی

دلم هوای باران کرده

می خواهم بی چتر ، بی دلواپسی ، خیس شوم از نم نم بارون

انگار شانه ای نخواهم یافت برای گریستن

انگار هرگز کسی نخواهم یافت برای همراهی و هم دلی

انگار دلی نخواهم یافت برای شنیدن داستان تلخ زندگانی ام

خود را آماده ساخته ام چمدانهای سفر گذر عمرم را بسته ام

من مسافر تنهایی هستم در قطار هستی . کابین من بی همراه است و چمدانهایم تنها ؛ تنهاییی ام را جای داده است.

غم انگیز ترین حس زمانی است که بدانی به پایان خواهی رسید بی آنکه کسی را بیابی برای گفتن تمام ناگفته هایت... برای حرف های ممنوعه...

دردناکترین حس زمانیست که سردت باشد در گرمای تابستان وبدانی هرگز گرمت نخواهد شد تا مرگ

حسودم برای حیات برای احساس زندگی

حس تلخی است وقتی حرام شده باشی

روزها خواهد گذشت . دیگران عاشق خواهند شد ازدواج خواهند کرد و من می مانم و مادرم

دیگران دعوا خواهند کرد قهر خواهند کرد و عشقشان نازشان را خواهند کشید و باز من خواهم ماند و مادرم

دیگران سفر خواهند کرد . سکس خواهند داشت و عشق خواهند ورزید و باز من خواهم ماند و مادرم

دلم ملتمسانه مرگ می خواهد

بی زارم از بودنم از خود خودم

راستش گاهی متنفرم از مادرم و از این تفکر تنفر هم متنفرم و جز گریه واکنشی ندارم

از خودم چندشم می شود وقتی که دوست دارم مادرم بمیرد تا بی هیچ  دغدغه ای بی هیچ وقفه ای خود را بمیرانم و من بمانم یک پارچه ی سفید
برای دانلود آهنگ ستایش از مرتضی پاشایی کلیک کنید